Widely regarded as Sadegh Hedayats masterpiece, the Blind Owl is the most important work of literature to come out of Iran in the past century. On the surface this work seems to be a tale of doomed love, but with the turning of each page basic facts become obscure and the reader soon realizes this book is much more than a love story. Although the Blind Owl has been compared to the works of the Kafka, Rilke and Poe, this work defies categorization.
Considered the most important work of modern Iranian literature, The Blind Owl is a haunting tale of loss and spiritual degradation. Replete with potent symbolism and terrifying surrealistic imagery, Sadegh Hedayat’s masterpiece details a young man’s despair after losing a mysterious lover. And as the author gradually drifts into frenzy and madness, the reader becomes caught in the sandstorm of Hedayat’s bleak vision of the human condition.
خرید کتاب بوف کور
جستجوی کتاب بوف کور در گودریدز
معرفی کتاب بوف کور از نگاه کاربران
گمان ميكنم هفت يا هشت مرتبه اين رمان را خواندهام. با توجه به اين نكته كه بوف كور شيوهِي روايت و داستاني كاملاً سورئاليستي دارد، آنچه كه بيش از همه براي من جاي سئوال و حيرت داشته اين بوده كه هدايت اين شخصيتهاي داستان از قبيل: پيرمرد خنز پنزري با آن صداي خندهي چندش آورش، آن زني كه گل نيلوفر به پيرمرده تقديم ميكند، آن زن لكاته همسر راوي، برادر زن لكاته كه لبهاي خيلي شهوتي دارد، عموي راوي با آن شكل و شمايل جوكيان هند، مادر راوي با آن توصيفاتي كه از او به ميان ميآيد، آن پيرمرد درشكه چي كه جنازهي آن زن اثيري را در چمداني در درشكهاش حمل ميكند، آن قصابي كه لاشهها را دم در دكانش آويزان ميكند و با حالتي كه انگار دارد يك عمل جنسي انجام ميدهد به تن لاشهها دست ميكشد و يا آن مستهايي كه از زير پنجرهي راوي رد ميشدند و با هم ميخوانند
بيا بريم تا مي خوريم
شراب ملك ري خوريم
حالا نخوريم كي خوريم؟
و يا فضاهاي اين داستان و رعايت دقيق هزار نكتهي باريكتر از مو در توصيف فضاهاي داستان و وارد و درگير كردن خواننده در آن فضاها، اين شخصيتها و اين فضاها را هدايت از كجا آورده و چقدر در ذهنش روي آنها كار كرده تا توانسته اين چنين به استادي از پس روايت اين داستان برآيد
راستي، قلمدان كذايي را يادم رفت بگويم
جداً قوهی تخیل هدایت در روایت این شخصیتها و اماکن حیرتانگیز است
مشاهده لینک اصلی

بوف کور روایتی است سورئال و تاحدی پست مدرن از عشق و نفرت
اما سوررئالیسم چیست؟

سورئالیسم
یعنی بیان احساس یا اندیشه ی ” خالص ” بطوری که هیچ گونه زمینه ی فکری قبلی یا وابستگی ذهنی یا تعقیب و هیچ گونه ملاحظه ی اخلاقی یا قواعد هنری ، ادبی و زیباشناسی ، آن را برانگیخته و متاثر نکرده باشد.
در این سبک زمان و مکان مفهوم واقعی خود را از دست دادند و احساسات هنرمند از بند سنت های قدیمی رهایی یافت و حالات مختلف ذهنی آدمی از قبیل رویا ، کابوس ، خواب ، و اوهام به تصادف ضمیر پنهان فرصت خودنمایی پیدا کرد. در تمام حالات فوق « عنصر خیال » به عنوان برجسته ترین عامل هنری مورد استفاده قرار می گیرد.
در واقع سرچشمه این هنر ، عالم رویا است. « جدا کردن دنیای درون از دنیای بیرون » از مهم ترین ویژگی های این سبک به شمار می رود.
مکتب سورئالیسم بر سه اصل استوار است:
1. هزل
2. رویا و تخیل
3. دیوانگی
هنرمندان این سبک معتقد بودند که هنرمند باید واقعیتهای غریزی و رویایی خود را ترسیم کند و بر خلاف طرفداران سبک کوبیسم
my link text (Cubism)
که فرمگرا بودند یا هنرمندان پوریسم
my link text (Purism)
که به دقتهای ریاضی و پیوستگی کامل میان اجزاء فرم دقت داشتند، به فرم و پیوستگی ریاضی اهمیت نمیدادند در نتیجه سورئالیست ها معتقد بودند که
هنرمند، گنگ خوابدیدهای را میماند که باید به فرافکنی ضمیر ناخودآگاه و تصاویر موجود در آن بپردازد و اشیاء را آنگونه ترسیم کند که به چشم یک شخص خوابدیده ظاهر میشود.
دقیقا همانگونه که در کتاب بوف کور، راوی ما در حالی بین خواب و بیداری داستان خود را بیان کرده، بگونه ای که خواننده تا پایان کتاب سیر تغییرات را بدرستی درک نمیکند.
فلسفه اجتماعی سوررئالیسم، شعار سعادت بشری را دارد و میخواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد، در عین اینکه بازگشت به گذشته را هم نمیپذیرد.

راوی داستان بوف کور یک @روشنفکر@ است که بازتاب ِ اندیشهاش به چگونگی ِ برخوردِ یک @روشنفکرِ ایرانیِ@ گیرکرده در @برزخ ِ بینِ خواب و بیداری@، بینِ سنت و مدرنیته، نسبت به خود، به @من@ و هستی ِ پیرامونش برمی گردد.
این کتاب نقدی است بر فردگرایی
نقدی است بر مذهب و خرافات
و ترویج جامعه ای سکولار
(.به عبارت بهتر هر کسی دین خود را باید در خانه خود نگه داشته و حق ندارد دین خود را در جامعه تبلیغ کند . یکی از علل برخورد جوامع سکولاریسم با حجاب این است که آنان حجاب را مظهر تبلیغ دین اسلام در یک حکومت سکولاریستی میدانند.)
راوی اما نه تنها @اتفاقی@ که برای او پیش آمده @ اسرار ماورای طبیعی@ یا @ انعکاس سایه ی روح@ میداند، که مفاهیم یا نگرهای عرفانیاند، بلکه @تن@ را نیز به شیوه ی عرفا خوار میشمارد:
@نمیخواستم او را[زن اثیری را] لمس کنم.@ (ص 16) ... @ روح چشمهایش را روی کاغذ داشتم و دیگر تنش به درد من نمیخورد.@ (ص 49)
در همین راستا @چیزهای زمینی@ را، در سوی اندیشه ی عرفانی، چنان پست میداند که نمی خواهد آن @زن اثیری@، آن @فرشته ی آسمانی@ را @آلودهی چیزهای@ اینجهانی کند:
@اسم او را هرگز نخواهم برد [...] اسم او را نباید آلودهی چیزهای زمینی کنم.@ (ص11)

در اینجاست که تفاوت جهان کافکا و هدایت آشکار میشود؛ یعنی درحالی که شخصیتهای کافکا در جستجوی @من@ میکوشند،
شخصیتهای هدایت در سوی تحقیر یا نابودیِ @من@ حرکت میکنند؛ زیرا @منِ@ او شکلنایافته است، منی است پاره پاره در برزخ سنتِ توانمند و مدرنیتهی ابتداییِ وارداتی. شخصیت های هدایت (بویژه در بوف کور) به هیچوجه نمیکوشند خود را از زندانی که در آن دست و پا میزنند، رها کنند.
برعکس، به نظر می رسد که آنها به سرنوشت تعیین شده تسلیماند و داوطلبانه رابطهی خود را از جهان بیرون بریدهاند و در تنهاییِ مطلق بین رؤیا و واقعیت گیر کرده اند.
@ از ته دل میخواستم و آرزو میکردم که خودم را تسلیم خواب و فراموشی کنم. اگر این فراموشی ممکن میشد، اگر میتوانست دوام داشته باشد [...] به آرزوی خود رسیده بودم ص 42

منابع:
محمود فلکی، نقد بوف کور
ویکی پدیا، دانشنامه آزاد
خبرگزاری مهر، نقد بوف کور
مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بوف کور
خرید کتاب بوف کور
جستجوی کتاب بوف کور در گودریدز
بيا بريم تا مي خوريم
شراب ملك ري خوريم
حالا نخوريم كي خوريم؟
و يا فضاهاي اين داستان و رعايت دقيق هزار نكتهي باريكتر از مو در توصيف فضاهاي داستان و وارد و درگير كردن خواننده در آن فضاها، اين شخصيتها و اين فضاها را هدايت از كجا آورده و چقدر در ذهنش روي آنها كار كرده تا توانسته اين چنين به استادي از پس روايت اين داستان برآيد
راستي، قلمدان كذايي را يادم رفت بگويم
جداً قوهی تخیل هدایت در روایت این شخصیتها و اماکن حیرتانگیز است
مشاهده لینک اصلی

بوف کور روایتی است سورئال و تاحدی پست مدرن از عشق و نفرت
اما سوررئالیسم چیست؟

سورئالیسم
یعنی بیان احساس یا اندیشه ی ” خالص ” بطوری که هیچ گونه زمینه ی فکری قبلی یا وابستگی ذهنی یا تعقیب و هیچ گونه ملاحظه ی اخلاقی یا قواعد هنری ، ادبی و زیباشناسی ، آن را برانگیخته و متاثر نکرده باشد.
در این سبک زمان و مکان مفهوم واقعی خود را از دست دادند و احساسات هنرمند از بند سنت های قدیمی رهایی یافت و حالات مختلف ذهنی آدمی از قبیل رویا ، کابوس ، خواب ، و اوهام به تصادف ضمیر پنهان فرصت خودنمایی پیدا کرد. در تمام حالات فوق « عنصر خیال » به عنوان برجسته ترین عامل هنری مورد استفاده قرار می گیرد.
در واقع سرچشمه این هنر ، عالم رویا است. « جدا کردن دنیای درون از دنیای بیرون » از مهم ترین ویژگی های این سبک به شمار می رود.
مکتب سورئالیسم بر سه اصل استوار است:
1. هزل
2. رویا و تخیل
3. دیوانگی
هنرمندان این سبک معتقد بودند که هنرمند باید واقعیتهای غریزی و رویایی خود را ترسیم کند و بر خلاف طرفداران سبک کوبیسم
my link text (Cubism)
که فرمگرا بودند یا هنرمندان پوریسم
my link text (Purism)
که به دقتهای ریاضی و پیوستگی کامل میان اجزاء فرم دقت داشتند، به فرم و پیوستگی ریاضی اهمیت نمیدادند در نتیجه سورئالیست ها معتقد بودند که
هنرمند، گنگ خوابدیدهای را میماند که باید به فرافکنی ضمیر ناخودآگاه و تصاویر موجود در آن بپردازد و اشیاء را آنگونه ترسیم کند که به چشم یک شخص خوابدیده ظاهر میشود.
دقیقا همانگونه که در کتاب بوف کور، راوی ما در حالی بین خواب و بیداری داستان خود را بیان کرده، بگونه ای که خواننده تا پایان کتاب سیر تغییرات را بدرستی درک نمیکند.
فلسفه اجتماعی سوررئالیسم، شعار سعادت بشری را دارد و میخواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد، در عین اینکه بازگشت به گذشته را هم نمیپذیرد.

راوی داستان بوف کور یک @روشنفکر@ است که بازتاب ِ اندیشهاش به چگونگی ِ برخوردِ یک @روشنفکرِ ایرانیِ@ گیرکرده در @برزخ ِ بینِ خواب و بیداری@، بینِ سنت و مدرنیته، نسبت به خود، به @من@ و هستی ِ پیرامونش برمی گردد.
این کتاب نقدی است بر فردگرایی
نقدی است بر مذهب و خرافات
و ترویج جامعه ای سکولار
(.به عبارت بهتر هر کسی دین خود را باید در خانه خود نگه داشته و حق ندارد دین خود را در جامعه تبلیغ کند . یکی از علل برخورد جوامع سکولاریسم با حجاب این است که آنان حجاب را مظهر تبلیغ دین اسلام در یک حکومت سکولاریستی میدانند.)
راوی اما نه تنها @اتفاقی@ که برای او پیش آمده @ اسرار ماورای طبیعی@ یا @ انعکاس سایه ی روح@ میداند، که مفاهیم یا نگرهای عرفانیاند، بلکه @تن@ را نیز به شیوه ی عرفا خوار میشمارد:
@نمیخواستم او را[زن اثیری را] لمس کنم.@ (ص 16) ... @ روح چشمهایش را روی کاغذ داشتم و دیگر تنش به درد من نمیخورد.@ (ص 49)
در همین راستا @چیزهای زمینی@ را، در سوی اندیشه ی عرفانی، چنان پست میداند که نمی خواهد آن @زن اثیری@، آن @فرشته ی آسمانی@ را @آلودهی چیزهای@ اینجهانی کند:
@اسم او را هرگز نخواهم برد [...] اسم او را نباید آلودهی چیزهای زمینی کنم.@ (ص11)

در اینجاست که تفاوت جهان کافکا و هدایت آشکار میشود؛ یعنی درحالی که شخصیتهای کافکا در جستجوی @من@ میکوشند،
شخصیتهای هدایت در سوی تحقیر یا نابودیِ @من@ حرکت میکنند؛ زیرا @منِ@ او شکلنایافته است، منی است پاره پاره در برزخ سنتِ توانمند و مدرنیتهی ابتداییِ وارداتی. شخصیت های هدایت (بویژه در بوف کور) به هیچوجه نمیکوشند خود را از زندانی که در آن دست و پا میزنند، رها کنند.
برعکس، به نظر می رسد که آنها به سرنوشت تعیین شده تسلیماند و داوطلبانه رابطهی خود را از جهان بیرون بریدهاند و در تنهاییِ مطلق بین رؤیا و واقعیت گیر کرده اند.
@ از ته دل میخواستم و آرزو میکردم که خودم را تسلیم خواب و فراموشی کنم. اگر این فراموشی ممکن میشد، اگر میتوانست دوام داشته باشد [...] به آرزوی خود رسیده بودم ص 42

منابع:
محمود فلکی، نقد بوف کور
ویکی پدیا، دانشنامه آزاد
خبرگزاری مهر، نقد بوف کور
مشاهده لینک اصلی